ایران؛ همسایه‌ای با «ژن برتر» فرعونی

ایران، همسایه و همسوی افغانستان به لحاظ تاریخی ـ فرهنگی است.

این همسویی و همسایگی تا آنجا عمیق و گسترده و ریشه‌دار و تاریخی است که هیچ دو کشور همسایه در جهان را تا این حد برخوردار از مشترکات معنوی نمی‌توان یافت؛ اما آنچه میان ایران و افغانستان مرز کشیده است، خط‌کشی سیاسی معمول و مرسوم در تقسیمات کشوری نیست، بلکه ژن برتر فرعونی‌ای است که ایرانیان را در جایگاه خودبرتربینی بی‌نظیر متفرعنانه قرار داده و به همه آنان از صدر تا ذیل، از رهبری تا رییس‌جمهوری و از کارگر تا روشنفکر و از معلم تا استاد دانشگاه این کشور حق داده است به انسان افغانستانی، نگاه از بالا به پایین داشته باشند و او را نه به مثابه انسان، بلکه در حد شیئ فاقد هرگونه وجاهت و کرامت انسانی در نظر ‌آورند.

نگاه از بالا به پایین، نگاهی است که به نظام مقدس جمهوری اسلامی حق می‌دهد آواره افغانستانی را به عنوان سپر انسانی امنیت ملی خود به میدان‌های نبرد با نیروهای صدام بفرستد و شهرهای اشغال‌شده خود توسط ارتش بعث را با ریختن خون افغانستانی‌های آواره بی‌سروصاحب، بازپس بگیرد و پس از آن خانواده‌های بازمانده از کشتگان جنگ عراق را در غیرانسانی‌ترین شکل ممکن به اردوگاه‌های «سفیدسنگ» و «تل سیاه» منتقل کند و با بی‌رحمانه‌ترین روش‌های پولیسی، شکنجه دهد و در نهایت، جسد نیمه‌جان شان را به افغانستان بفرستد.

نگاه بالا به پایین، به نظام مقدس جمهوری حق می‌دهد که با ظهور داعش در سوریه و عراق و به صدادرآمدن زنگ‌های خطر فروپاشی دولت دیکتاتور بشار اسد، از خیل جوانان سرخورده و سرگردان افغانستانی، لشکر فاطمیون بسازد و هزاران جوان اغوا و اغفال‌شده افغانستانی را گوشت دم توپ امنیت ملی خود در میدان‌های خونین نبرد با داعش در حلب و دمشق و تدمر و حمص و حماه کند تا ایرانی‌های برخوردار از ژن برتر فرعونی، به قول سید علی خامنه‌ای، رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی، مجبور نشوند در تهران و خراسان و کرمانشاه به جنگ داعش بروند.

همین نگاه برتر از بالا به پایین است که به فرماندهان سپاه پاسداران حق می‌دهد جوان بدبخت و بی‌سرنوشت افغانستانی را با اهانت و استخفاف و تحقیر و توبیخ و با کمترین امکانات لجستیکی و تدارکاتی و بی‌کیفیت‌ترین غذای صبح و شام، در خط مقدم نبرد با داعش گسیل کنند و سربازان دارای ژن برتر فرعونی ایرانی را در پشت جبهه و دور از تیررس داعش و برخوردار از اشرافی‌ترین پذیرایی‌ها و سرویس‌دهی‌های شاهانه، به عنوان تماشاچیان به خاک و خون غلتیدن جوانان افغانستانی قرار دهند و سرانجام حتی زحمت تقبل زحمت و هزینه انتقال اجساد آنان به خاک مقدس جمهوری مقدس اسلامی را نیز به خود ندهند.

این نگاه از بالا به پایین مقامات لشکری و کشوری نظام مقدس جمهوری اسلامی بود که در همه سطوح و لایه‌های جامعه ایرانی برخوردار از ژن برتر فرعونی و مستعد برخورد برده‌وار با مهاجران افغانستانی را تعمیم و تسری داد و از پولیس و نیروی انتظامی تا ارباب کارفرمای کارخانه‌دار و کارگر سر فلکه و راننده اتوبوس و تاکسی و نانوا و بقال و بیکار و ولگرد و والامقام ایران اسلامی به خود حق دادند تا جایی که می‌توانند بر انسان افغانستانی ستم کنند، حق او را پایمال و خودش را لگدمال کنند.

این همه آن چیزی است که انسان افغانستانی خوش‌خیالِ باورمند به مشترکات فرهنگی ـ تاریخی و معتقد به برقراری حلقه وصل معتقدات دینی و مذهبی با ایرانیان فاشیست و فرعون‌کیش، از گزینش این مرز پرگهر به عنوان مقصد پناهگاه خود دید و کشید.

این بخشی از آن حقیقت دردناکی است که انسان افغانستانی در میدان‌های نبرد برای دفاع از کیان نظام مقدس جمهوری اسلامی و در حوزه کارگری ارزان و در دسترس برای بازسازی ویرانه‌های جنگ این کشور کشیده است، اما اخیرا در فضای مجازی، ویدئویی دست به دست می‌شود که نشان می‌دهد رفتار آموزگاران ایرانی با شاگردان افغانستانی خود در مراکز آموزشی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیز دست کمی از رفتار وحشیانه و غیرانسانی پولیس این کشور با افغانستانی‌های بازداشتی‌ اردوگاه‌های «سفیدسنگ» و «تل سیاه» ندارد.

تماشای این ویدئو، بر قلب هر انسان دارای کمترین عاطفه انسانی، داغی بزرگ از اندوه می‌کارد و او را تا آخرین لحظات عمرش افسرده و اندیشناک می‌سازد. در این ویدئو دیده می‌شود که دانش‌آموز بی‌پناه و بی‌دفاع افغانستانی، همانند سنگی تیپاخورده یا به سان توپ فوتبال با ضربات ممتد و متعدد مشت و لگد، به این سو و آن سو پرتاب و در نهایت با دشنام رکیک «افغانی» برساخته ایرانیان برخوردار از ژن برتر فرعونی، به بیرون از صنف رانده می‌شود.

عقده توحش این آموزگار ایرانی تنها در مواجهه با دانش‌آموزی تنها و بی‌پناه افغانستانی است که تبارز می‌یابد و بدتر از آن با هیاهو و قهقهه هم‌کلاسی‌های ایرانی‌اش مورد استقبال قرار می‌گیرد.

انتظار می‌رود دولت افغانستان برای دفاع از حقوق و کرامت انسانی اتباع خود، این مورد و موارد بسیار و بی‌شمار دیگر را در کشور ناهمسایه و ناهمسوی ایران از مجاری دیپلماتیک و حقوقی و نیز با ارجاع به نهادها و مراجع بین‌المللی دنبال و از تکرار این فجایع ضد انسانی توسط فراعنه سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ایران در اسرع وقت، جلوگیری کند.